مقاله

18 اردیبهشت 1405 (۸ مه ۲۰۲۶)

رسیدگی به یک انسانِ نیازمند و غریبه، از کهن‌ترین غرایز انسانی است؛ غریزه‌ای که در تمامی سنت‌های اخلاقی و دینی به رسمیت شناخته شده است. این باور که درد و رنجِ دیگری اهمیت دارد، فارغ از اینکه او به کدام طرف تعلق دارد، از چه ملتی است یا چه دینی دارد، در همه فرهنگ‌ها و در سراسر تاریخ بشر حضور داشته است.

نهضت ما نیز، شکل کنونی خود را، از همین غریزه برگرفته است. در سال ۱۸۵۹، هنگامی که صدای سلاح‌ها در سولفرینو خاموش شدند، زنانِ شهر نزدیکِ کاستیلیونه تصمیم گرفتند با یک بازرگان خارجی که به طور اتفاقی در آنجا حضور داشت همراه شوند و به سربازانی که در میدان نبرد کشته شده بودند یا در حال جان دادن بودند رسیدگی کنند. اینکه هر سرباز در کدام جبهه جنگیده بود اهمیتی نداشت. آنان می‌گفتند: «Tutti Fratelli» یعنی «همه برادرند.»

از دل همین اقدامات فروتنانه و در عین حال جسورانۀ مراقبت بود که نهضت جهانی ما متولد شد. امروز این نهضت، ۱۹۱ جمعیت ملی، حدود ۱۷ میلیون داوطلب و کارمند، و نزدیک به ۲۸۹ هزار شعبه محلی را در کنار یکدیگر گرد آورده است.

داوطلبان و کارکنان ما، که بسیاری از آنان از همان جوامعی هستند که به آن‌ها خدمت می‌کنیم، در قلب فعالیت‌های ما قرار دارند. تنها در سال گذشته، آنها در خطوط مقدم مخاصمات فعالیت کرده‌اند و بازماندگان را از زیر آوار زلزله‌ها و طوفان‌ها نجات داده‌اند. آنها درمانگاه‌ها را در اردوگاه‌های آوارگان اداره کرده‌اند، از زندانیان بازدید کرده‌اند، تماس میان خانواده‌های جداافتاده را دوباره برقرار ساخته‌اند، نوزادان را به دنیا آورده‌اند، برنامه‌های اهدای خون برگزار کرده‌اند و به کودکان شنا کردن آموخته‌اند.

چه در تاریک‌ترین لحظات بحران‌ها و چه از طریق خدمات روزمره‌ای که مردم به آن وابسته‌اند، ما به کسانی که بیش از همه به کمک ما نیاز دارند خدمت می‌کنم، چه غریبه باشند و چه دوست.

ما این پیام را در زمانی می‌نویسیم که شاید هیچ‌گاه پیش از این، مطالبات و فشارها بر نهضت ما تا این اندازه زیاد نبوده است. مخاصمات مسلحانه در حال افزایش‌اند. بلایای طبیعی، هم از نظر تعداد و شدت، رو به گسترش‌اند. شمار بیشتری از مردم ناچار به ترک خانه‌های خود می‌شوند. احترام به حقوق بین‌المللی بشردوستانه، همان قانونی که انسانیت را در جنگ حفظ می‌کند، در حال تضعیف است.

ضرورت‌های نظامی یا مصلحت‌های سیاسی، روزبه‌روز بیشتر به بهانه‌ای برای نادیده گرفتن ابتدایی‌ترین تعهدات انسانی تبدیل می‌شوند. زیرساخت‌های عادی زندگی غیرنظامیان نیز بیش از پیش به‌سادگی به عنوان اهداف مشروع تلقی می‌شوند.

داوطلبان و کارکنان صلیب سرخ و هلال احمر، پیامدهای این وضعیت را مستقیماً لمس کرده‌اند. تنها در سال گذشته، شمار بسیار زیادی از آنها در حین انجام وظیفه جان خود را از دست دادند. آنان راننده، امدادگر، نیروی واکنش اضطراری و کارمند اجتماعی بودند. نشانِ حمایتی سازمان را بر تن داشتند. برای کمک رفته بودند. ما یاد آنان را گرامی می‌داریم و در کنار خانواده‌ها، عزیزان و همکارانشان، در سوگشان شریک هستیم.

این فقدان‌ها اتفاقاتی پراکنده و جدا از هم نیستند. آن‌ها بخشی از الگویی گسترده‌تر از بی‌اعتنایی به بنیادی‌ترین معیارهای انسانیت‌اند. انسانیت‌زدایی از دیگران، به امری عادی تبدیل می‌شود. بیش از گذشته و آشکارتر از قبل ادعا می‌شود که تنها چیزی که اهمیت دارد، قدرتِ محض است؛ اینکه اصول اخلاقی ساده‌لوحانه‌اند و احترام به قانون، امری اختیاری است.

وقتی انسانیتِ دیگری را انکار می‌کنیم، چه از طریق زبان، چه از طریق بی‌تفاوتی و چه از طریق معماری حساب‌شده سیاست‌گذاری‌ها، نابود کردن و تحقیر کردن آسان‌تر می‌شود. اعمال قدرت بدون لجامِ وجدان، آسان‌تر می‌شود. و در نتیجه، جهان برای همه کسانی که در آن زندگی می‌کنند، بی‌رحم‌تر خواهد شد.

نهضت ما مستقیماً در برابر چنین منطق سنگدلانه‌ای ایستاده است. آنچه ما را هدایت می‌کند، چیزی نیست که آسان یا مصلحت سیاسی باشد، بلکه آن چیزی است که درست است. کار ما هر روز با همان اقدامی آغاز می‌شود که زنان کاستیلیونه نزدیک به ۱۷۰ سال پیش انجام دادند: داشتن اراده و شجاعت برای دیدن و به رسمیت شناختن انسانیتِ دیگران، فارغ از هر چیز دیگر.

خطاب به همه داوطلبان و کارکنان در سراسر نهضت: ما شما را می‌بینیم، از شما سپاسگزاریم و در کنار شما ایستاده‌ایم. در میان شکاف‌ها، خشونت و بی‌اعتنایی به درد و رنج انسان‌ها، هر روزی که شما به این کار ادامه می‌دهید، تأیید دوباره‌ای است که انسانیت اهمیت دارد.

امروز، در روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر، همانند همه روزها، ما در انسانیت با یکدیگر متحد می‌مانیم.